راههای ابراز محبت و تکریم فرزندان
چهارشنبه 29 آبان 1387 01:47 ب.ظ
آقای نجاتیان
نیاز به محبت و تکریم نیازی فطری، روحی و روانی است که در همه ی انسانها بویژه در کودکان وجود دارد.
برخورد توأم با کرامت و محبت موجب سلامت روان و تقویت عزم نفس می گردد. دو ویژگی مهم محبت و تکریم همواره از خصوصیات اخلاقی انسانهای بزرگ چو نبی مکرم حضرت محمد(ص) بوده است. آن حضرت در این زمینه با تأکید فراوان فرموده اند: محیط خانه را محل رد و بدل کردن محبت قرار دهید و والدین اجازه دهند که فزندان با ،محبت بزرگ شوند و خود الگوی مناسبی برای فرزندان باشند. اگر این توصیه حکیمانه را به کار گیریم در آینده ای نه چندان دور شاهد جامعه ای سالم و بدون تنش خواهیم بود.
به امید آنکه در نگرش اعضای خانواده افق های تازه تری بگشایم، در این شماره به دو گل واژه ی حیاتی محبت و تکریم می پردازیم.
دوستدار شما
تعریف محبت و تکریم :
محبت به معنی دوست داشتن کسی و تکریم به معنی حب ذات و دوست داشتن خود است؛ بطوریکه اگر محبت از جانب دیگران به فرد ابراز شود موجب احساس رضایت و خشنودی او می گردد.
ویژگی های انسان با کرامت و با محبت : سخی، بخشنده و قدردان محبت های دیگران است، به عهد خود وفا می کند، جواب بدی را با خوبی می دهد، از دیگران چیزی درخواست نمی کند و ارزش های انسانی خود را محترم می شمارد.
اصول تکریم و محبت :
1 – تکریم و محبت به کودک در آغاز ورود به مدرسه باید به اندازه ای باشد که وابستگی کودک را به مادر قطع و او را به مدرسه علاقمند کند.
2 – تکریم و محبت محدود به افراد خاصی نیست، بنابراین تمامی افرادی که با کودک سرو کار دارند باید با محبت و کرامت رفتار کنند.
3 – تکریم و محبت باید منطقی و به دور از تبعیض باشد.
4 – تکریم و محبت باید قلبی و به دور از تصنع باشد.
5 – علت تحریم و محبت باید برای کودک قابل فهم باشد.
6 – تکریم و محبت به اندازه ای باشد که مانع تربیت صحیح نشود( کودک بداند که در مقابل رفتار شایسته مورد محبت واقع می شود)
7 – از آنجا که محبت و تکریم از نیازهای اساسی انسان است نباید ابراز آن مشروط باشد (این کار را انجام بده تا دوستت داشته باشم).
8 – در ابراز محبت و تکریم، سن توانایی و درک کودک را در نظر بگیریم و افراط نکنیم
9 – تکریم و محبت به گونه ای ابراز شود که برای کودکان قابل درک باشد.
10 – تکریم و محبت مختص به کودکان نیست لذا لازم است با توجه به موقعیت و جایگاه افراد (همسر ، خویشان ، بزرگترها و...) آنان را تکریم کنیم.
11 – ابراز محبت به فرزندان به گونه ای باشد که در صورت مواجه شدن با محرومیت بتواند مشکل را حل کند.
اجازه دهیم محرومیت را در بعضی از مراحل زندگی اش تجربه کند و بداند که :
اثرات تربیتی ابراز محبت و تکریم :
کودکی که از تکریم و محبت والدین بخصوص مادر به اندازه لازم برخوردار شده باشد؛
1 - احساس امنیت می کند.
2 – روانی شاد و دلی با نشاط دارد (متعادل است).
3 – احساس محرومیت نمی کند پیوسته امیدورار است.
4 – خوش بین و خوش قلب است.
5 – خیرخواه و انسان دوست است و به فضایل انسانی احترام می گذارد،
6 – دارای سازگاری و سلامت روان است.
7 – اجتماعی تر و دارای اعتماد به نفس است.
8 – رشد تحصیلی بالاتری دارد.
9 - از هوش عاطفی و خلاقیت بیشتری برخوردار است.
10 – چون طعم شیرین محبت و تکریم را چشیده، قادر است این آب حیات را به دیگران نیز هدیه کند.
11- مشکلات و تغییرات دوران بلوغ را بهتر می پذیرد و با آنها کنار می آید.
12 – در نوجوانی فریب هوسبازان و رانده شدگان اجتماعی را نمی خورد، (به حیثیت خانوادگی مقید است).
13 – در سنین جوانی احساس محرومیت ، بی پناهی و سردرگمی نمی کند، بنابراین به کانونهای فساد( اعتیاد، میگساری و ... ) پناه نمی برد.
راههای ابراز محبت و تکریم به فرزندان :
1 – در هفت سالگی اول زندگی همبازی آنها باشیم.
2 – به فرزندانمان سلام کنیم.
3 – به عهد و پیمانی که با آنها بسته ایم وفادار باشیم.
4- در مقابل خطاهایشان صبورانه رفتار کنیم.
5 – برای سخنان آنها ارزش قائل شده شنونده خوبی باشیم.
4 – مقابل دیگران (حتی افراد خانواد) به شخصیت آنها احترام بگذاریم.
7 – کودکان را به مجالس و میهمانی ها دعوت کنیم.
8 – از توجه کردن به آنها حتی در موقع غذا خوردن غفلت نکنیم.
9 – به دور از چشم دیگران خطاهای فرزندان مان را به آنها گوشزد کنیم.
10 – نکات مثبت رفتار آنها را در نزد دیگران بازگو کنیم.
11 – به شخصیت آنها احترام بگذاریم و مانند یک بزرگسال با آنها رفتار کنیم(بزرگی بدهیم تا احساس بزرگی کند).
12 – با فزندانمان به ویژه در دوران نوجوانی مشورت کنیم.
13 – نامهای زیبا و با معنا برای فرزندان انتخاب کنیم تا در بزرگی نزد همسالانشان شرمنده نشوند.
14 – بجای انتقاد، فرزندانمان را تشویق کنیم.
15 – برای ابراز محبت به کودکان خردسال، آنان را در آغوش بگیریم، ببوسیم و با آنها ارتباط فیزیکی برقرار کنیم.
16 – در حضور آنان تأکید کنیم که بسیار عزیز و دوست داشتنی هستند.
17 – کودکان را تشویق کنیم تا دوستان خود را در صورت امکان به منزل دعوت کنند.
18- هنگامی که عمل ناپسندی از فرزندمان سر می زند، به جای سرزنش کودک، عمل او را نکوهش کنیم نه شخصیت او را.
19 – هنگام خواب فرزندانمان را ببوسیم و حتماً به آنها شب بخیر بگوییم.
20 – در صورت مخالفت با درخواست نابجای فرزندان، گفتن «نه» را با پیامی محبت آمیز همراه کنیم : (بخاطر علاقه ای که به تو دارم اجازه نمی دهم در خیابان دوچرخه بازی کنی، چون ممکن است صدمه ببینی).
21 – با اقوام و دوستانی که به فرزندمان محبت دارند بیشتر معاشرت کنیم.
22 – وقتی فرزندمان کار درستی انجام داد، احساس رضایت و خرسندی خود را با تأیید و تشویق به او نشان دهیم.
23 – گذراندن اوقات والدین با فرزندان مانند رفتن به پارک ، کوه، مسافرت و یا بازی کردن و درس خواندن با آنان نوعی ابراز محبت و تکریم آنهاست.
24 – به مناسبت روز تولد، رسیدن به تکلیف، اتمام دوره تحصیلی و قبولی دانشگاه و ... با دعوت از دوستان صمیمی فرزندمان جشن کوچکی برای او بگیریم و به او هدیه بدهیم.
25 – از منحصر به فرد بودن فرزندمان ابراز خوشحالی و خوشبختی کنیم و با بیان جمله هایی مانند «چقدر خوشحال و خوشبخت هستیم که خدا تو را به ما داد» ، احساس محبت و دوست داشتن خود را به او منتقل کنیم.
26 – عکس فرزندمان را در منزل و کیف پول و دفتر کارمان قرار دهیم
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
مدیریت زمان
چهارشنبه 29 آبان 1387 01:30 ب.ظ
شما تا چـه اندازه برای وقت خود ارزش قائلید؟ آیا از بـرنامه زمـانی مـشخصی برای به انجام رسـانـیـدن كـارهــای خود پیروی میكنید؟ یك عامل بسیار مهم در هر موفقیتی برنامه ریـزی صحیح و پیروی از یك برنامه زمانی مشخص برای نیل بـه اهداف مطلوب میـبـاشد. اكنون برای آنكه قادر باشید از وقــت خود به نحو احسن استفاده كنید نكات و راهكارهای زیر را در زندگی خود بكار بندید:
۱- همواره فعالیتها و تكالیف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ریزی كنید و كارهایی كه باید به انجام رسانید را روی كاغذ یادداشت كنید.
۲- سپس فهرست تكالیف و كارهای خود را اولویت بندی كرده و برای هر كدام از آنها ضرب العجل اجرایی منظور كنید.
۳- همیشه كارهایی دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقیه و یا درهنگامی كه در بهترین شرایط جسمی و روحی میباشید انجام دهید. كارهای سبكتر را در هنگام خستگی نیز میتوان به انجام رساند.
۴- امور با اهمیت اما ناخوشایند را به تعویق نیاندازید. هیچگاه كارها با به تعویق انداختن خوشایند تر نمیگردند.
۵- هرگاه شروع به انجام كاری كردید سعی كنید بدون وقفه آن را به پایان رسانید.
۶- مابین فعالیتها برای خود وقت استراحت نیز در نظر بگیرید.
۷- مكالمات تلفنی خود را نیز از پیش برنامه ریزی كنید: سخنانی كه میخواهید بیان كنید و یا اطلاعاتی كه میخواهید كسب كنید را روی كاغذ یادداشت كنید.
۸- همواره خود انگیخته باشید و با پشتكار كارهای خود را به پایان رسانده و مقهور موانع نگردید.
۹- در هر زمان كه تصور كردید كاری كه در حال انجام آن میباشید عبث، بی فایده و غیر سازنده میباشد به محض دریافت دست از آن بكشید.
۱۰- به خود و اولویتبندی كه صورت داده اید اعتماد و ایمان داشته باشید و در هر شرایطی به آنها پایبند باشید.
۱۱- اینكه وقت خود را صرف چه اموری میكنید را دقیقا مورد بررسی و نظارت قرار داده و در صورت لزوم یكسری تغییرات آگاهانه در رفتار خود پدید آورید.
۱۲- همواره در زندگی فرد منظم و سازمان یافته ای باشید تا وقت خود را بیهوده صرف یافتن وسایل گم گشته خود نكنید.
۱۳- برای وقت خود ارزش قائل باشید زمان هیچگاه به عقب باز نمیگردد.
۱۴- به خاطر داشته باشید استرس و خستگی معلول كارهایی كه به انجام رسانیده اید نبوده بلكه بیشتر از افسوس كارهایی كه میتوانستیم انجام دهید اما انجامشان نداده اید نشات میگیرند.
۱۵- به هیچ فردی اجازه ندهید وقت شما را تلف كرده وبرای خود مصروف دارد. برای خود مرز بندی مشخصی تعیین كرده و بیاموزید كه در صورت لزوم با صراحت نه بگویید.
۱۶- از تمام لحظات زندگی خود به نحو احسن استفاده كرده و سعی كنید از آنها لذت ببرید.
۱۷- سعی كنید فرد خوشبینی باشید و همواره در انتظار رویدادهای خوشایند در زندگی خود باشید.
۱۸- برای زندگی خود اهداف مشخصی تعیین كرده و برای دستیبابی به آنها تلاش كنید.
۱۹- هنگام نیاز از فرد آگاهی راهنمایی بخواهید.
۲۰- وقت كشها و یا هدر دهنده های وقت را به حداقل برسانید. آنها شامل موارد زیر میباشند:
▪ تلفنهای طولانی، بی هدف و غیر ضروری.
▪ بازدید كننده ها و میهمانان ناخوانده.
▪ پشت گوش اندازیها.
▪ گفتگوهای بی ثمر و یا نا مشخص.
▪ دانش فنی ناكافی و یا اطلاعات ناقص هنگام انجام كار.
▪ فقدان اهداف و اولویت بندیها و یا مبهم و گنگ بودن آنها.
▪ فقدان برنامه ریزی.
▪ خستگی و استرس.
▪ ناتوانی در نه گفتن.
▪ بی نظمی و نابسامانیهای فردی.
▪ تماشای تلویزیون. تماشای بیش از ۲ ساعت در روز برنامه های تلویزیونی معقول نمیباشد
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
اهمیت هوش هیجانی و ضرورت آن در فرزند پروری
جمعه 17 آبان 1387 11:45 ق.ظ
“عصبانی شدن آسان است - همه می توانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در برابر شخصِ مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب ، به دلیل مناسب و به روش مناسب – آسان نیست!”
” ارسطو “
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از وب سایت هوش هیجانی ، حتما تا به حال درباره IQ یا همان بهره هوشی ، خیلی چیزها شنیده اید. و حتما شنیده اید كه اگر كودكی IQ بالاتری داشته باشد ، حتما در بزرگسالی انسان تحصیل كرده و موفقتری خواهد بود. شاید به همین خاطر است كه تعداد زیادی از والدین ، از همان دوران قبل از مدرسه رفتن ، نگران كیفیت یادگیری فرزند دلبند خود و مدارسی كه قرار است او در آنها درس بخواند هستند. غافل از اینكه امروزه تحقیقات علمی ، نشان داده كه تنها داشتن هوش عقلانیِ زیاد (كه مدارس می خواهند از آن برای گذشتن از سد كنكور استفاده كنند) برای كسب موفقیت كافی نیست و علاوه بر IQ ، كیفیات دیگری نیز لازم است كه امروزه به آن هوش هیجانی می گویند.
اما منظور از هوش هیجانی چیست؟
به طور خلاصه هوش هیجانی یعنی : داشتن ظرفیتی برای شناخت احساسات و هیجانات خود و دیگران و استفاده از این هیجانات به نحو مناسب ، برای برقراری ارتباط بهتر با خود و دیگران.
همانطور كه در سخنان ارسطو در ابتدای این سخن مشاهده می كنید ، عصبانیت یك هیجان و یا احساس است، و فردی كه دارای هوش هیجانی بالاتری باشد می داند این عصبانیت را چه وقت، كجا، با چه كسی و چگونه ابراز كند تا به جای اینكه برایش دردسر تولید كند ، راه گشا باشد.
اینجا لازم است درباره خودِ كلمه هیجان بیشتر بدانیم: هیجان كلمه ای است كه در فارسی بیشتر برای احساسات و حالات پر شور و پر انرژی از آن استفاده می كنیم ، ولی در روانشناسی برای بیان تمام حالات احساسی و روانی مثبت و منفی و علایم جسمانی همراه آن به كار می رود. هیجانات مثل خشم، ترس، عشق و محبت، تنفر، امید، ناامیدی، نگرانی، احساس حقارت، غرور، غم و اندوه، شادی، تعجب، شرم، پشیمانی، دلسوزی و …
اهمیت هوش هیجانی در چیست؟
دانشمندان زیادی عقیده دارند كه می توان هوش هیجانی را در كودكان و حتی بزرگسالان پرورش و افزایش داد. اما چرا پرورش و رشد هوش هیجانی مهم است؟ به چند دلیل:
۱- بمنظور برخورد با موقعیتهای تهدید كننده و خطرناك: كودك ۳ ساله ای را درنظر بگیرید كه در معرض خطر دزیده شدن توسط یك سارق كودك است. بچه ها معمولا به طور غریزی و از راه هیجانات خود متوجه خطرناك بودن موقعیت می شوند. اگر سارق به زور متوسل گردد ، او شروع به داد و فریاد و دست و پا زدن می كند ( كاری كه شاید در موقعیتهای دیگر برای شما خوشایند نباشد) كه باعث می شود احتمال نجات خود را افزایش دهد. تحقیقات نشان می دهد كودكان دارای هوش هیجانی بیشتر، موقعیتهای خطرناك را سریعتر تشخیص داده و عكس العمل نشان می دهند. و در نوجوانی نیز احتمال كمتری وجود دارد كه جذب دوستان ناباب و انحرافات اجتماعی شوند.
۲- به منظور خشنودی و شادی: اگر هدف فرزندپروری، ارتقاء سطح سلامتی كودكان باشد، بنابراین باید برای افزایش یكی از عوامل مهم در سلامتی آنان ، یعنی شادی و خوشحالی در فرزندان تلاش كنیم. مطالعات نشان داده كودكان شاد و سالم در جامعه متمدن ،انسانهایی مسئولیت پذیر و شهروندانی خوب خواهند بود. هر چه هوش هیجانی بالاتر باشد، هیجانات و احساسات به ما كمك می كند تا اطلاعات مربوط به پایه و اساس سلامتی ، یعنی شادی را جمع آوری كرده ، اولویت بندی و پردازش كنیم تا به نحو احسن از آن استفاده گردد. كودكان دارای هوش هیجانی با توسل به مهارت خودشناسی می توانند به ریشه های پنهان شادی و یا غم خود آگاه شده ، و آن را مدیریت كنند.
۳- برای كمك به دیگران: حساسیت و هوش هیجانی بالاتر به كودكان كمك می كند تا نیاز های دیگران را درك كرده و حداقل با همدلی به آنان كمك كنند. با پیروی از هوش هیجانی ، بچه ها می آموزند كه احساسات و هیجانات، نیازها و تمایلات همه انسانها به یكدیگر شبیه نیست. رسیدن به چنین دركی به افزایش شفقت و احترام به احساسات و تفاوتهای فردی دیگران منجر می گردد كه این خود اساس همدلی (یكی از مهارتهای هوش هیجانی) می باشد. با پرورش هوش هیجانی فزندان ما پی می برند انسانها زمانی كامل می شوند و احساسات بهتری خواهند داشت كه با یكدیگر همكاری كنند.
۴- به منظور ایجاد حس مسئولیت پذیری: هوش هیجانی به ما كمك می كند تا از دو طریق فرزندانی با مسئولیت پذیری بیشتر داشته باشیم. ابتدا با آموزش كودكان مبتنی بر اینكه مسئولیت احساسات و هیجانات خود را بپذیرند، به جای اینكه بر این باور باشند كه دیگران احساسات آنان را همچون عروسكی تحت كنترل دارند. مثال: به جای اینكه بگوید ” او باعث عصبانیت من شد“ ، بگوید:” من عصبانی شدم“. می توانیم به آنان بیاموزیم ، وقتی احساسات منفی دارند، حق انتخاب نیز دارند، انتخابهایی مثل اقدام كردن، تغییر دادن، ابراز وجود به شكل كلامی یا نوشتاری، یادگیری و اتخاذ دیدگاه های متفاوت. به یاد داشته باشیم هیچكدام از ما بر روی محیط خود صد در صد كنترل نداریم (بچه ها كه خیلی كمتر)، ولی بر روی هیجانات خود می توانیم كنترل داشته باشیم. با توسل به مهارتهای هوش هیجانی می توانند بیاموزیند با استفاده از افكار خود هیجانات مثبت تری را تجربه كرده و در نتیجه رفتار مناسبتری از خود نشان دهند. رفتار مناسبتر دو نتیجه دارد، الف- از اینكه خوب عمل كرده اند احساس بهتری نسبت به خود خواهند داشت( كه به اعتماد به نفس بیشتر كمك می كند). ب- در دیگران احساس خوبی را ایجاد می كنند (كه در روابط اجتماعی آنان مؤثر بوده و این نیز خود عزت نفس را ارتقاء می دهد).
طریق دوم برای مسئولیت پذیری بیشتر این است كه به آنان بیاموزیم با استفاده از احساسات خود با روشهای اجتماع پسندتری اقدام كنند، با دو پرسش از خود كه راهنمای اقدام مناسب خواهد شد:
۱- ” الآن چه احساسی دارم؟“ ۲- ” او یا آنان چه احساسی دارند؟“
- تحقیقات نشان داده كودكانی كه از نظر هیجانی سالم تر و باهوش تر هستند، ویژگیهای زیر را دارند: ۱- یادگیرندگان بهتری هستند. ۲- مشكلات رفتاری كمتری دارند. ۳- درباره دیگران احساسات بهتری دارند. ۴- در مقابل فشار همسالان بهتر مقاومت می كنند. ۵- خشونت كمتری دارند و قادر به همدلی بیشتری هستند. ۶- در حل مشكلات و تعارضها بهتر عمل می كنند. ۷- رفتارهای خود تخریبی (مثل استفاده از مواد مخدر، صرف مشروبات الكلی، …) كمتری دارند. ۸- دوستان بهتر و بیشتری دارند. ۹- بیشتر از دیگران قادرند هیجانات و تكانه های خود را كنترل كنند. ۱۰- خوشحالتر، سالمتر و موفق تر از دیگران هستند.
چگونه هوش هیجانی فرزندان را افزایش دهیم؟
- قبل از هر چیز والدین خود باید درباره احساسات و هیجانات اطلاعات بیشتر و ملموس تری پیدا كنند. توصیه می شود در جلسات گروهی درباره انواع هیجانات مثل شادی و غم، عشق و تنفر، ترس و شجاعت و … صحبتهای سازنده و اكتشافی داشته باشید.
- برای بچه های خیلی كوچك كمك كنید تا لغات و عباراتی كه در برگیرنده هیجانات و احساسات می باشد را بیاموزند. والدین هم بهتر است احساسات خود را بیان كنند، مثال:
” احساس بی قراری می كنم“ ، ” احساس ناامیدی می كنم“ ،” احساس شادی می كنم“.
- احساسات آنان را نام گذاری كنید: ” به نظر می رسد ناامید شده ای! “
- احساسات و هیجانات دیگران را نام گذاری كنید( در خیابان ، تلوزیون و كتابهای داستان): ” مثل اینكه آن خانم در فیلم احساس حسادت می كند“.
- از بچه ها بخواهید احساسات خود را نقاشی كنند: ” می تونی خشم خودت را نقاشی كنی؟“ یا ” وقتی خیلی می ترسی قیافه ات چه شكلی میشه؟ آن را برایم نقاشی كن!“
- محیط و فضایی سرشار از احساس امنیت خاطر و حمایت فراهم سازید: برای احساسات ارزش قایل شده و آنها را مورد شناسایی قرار دهید. درباره احساسات به راحتی صحبت كنید. از داد زدن و رفتارهای خشن برای سركوب احساسات منفی بچه ها اجتناب كنید. صداقت هیجانی را از طریق عشق بدون قید و شرط تشویق كنید.
- وقتی بچه ها بزرگتر می شوند برایشان توضیح دهید كه مثلا چرا خشم معمولا یك احساس ثانویه است( قبل از خشم یك احساس دیگر وجود دارد: وقتی با كارنامه خراب فرزندمان روبرو می شویم ، اول احساس ناامیدی می كنیم ، سپس عصبانی می شویم، یا وقتی یك ماشین با سرعت جلوی اتومبیل ما می پیچد، اول می ترسیم بعد عصبانی می شویم و به او ناسزا می گوییم). یا توضیح دهید كه هیجانات منفی ما از جمع شدن نیازهای هیجانی برآورده نشده بوجود می آید. همچنین درباره جنبه های مثبت هیجانات ظاهراٌ منفی مثل خشم ، گفتگو كنید.
- بجای نام گذاری بر روی فرزندان با صفات گوناگون ( دست و پا چلفتی، دیوانه، ترسو…) احساسات آنان را نام گذاری كنید (الآن احساس خجالت می كنی، مثل اینكه خشمگین هستی، به نظر میرسه كمی احساس ترس می كنی…)
-برای اینكه فرزندان خود را بهتر بشناسید ، دستور دان، تنبیه، قضاوت، سخنرانی، نصیحت و تهدید كارساز نیست، بلكه گوش دادن به آنان و دقیق شدن به زبان بدن (حالات و حركات اعضای بدن و صورت) می تواند در این راه مؤثر باشد.
-والدین خود مهمترین الگوی رفتاری و هیجانی فرزندان هستند، اگر تصور می كنید از نظر احساسی و هیجانی احتیاج به كمك و تقویت بیشتر دارید ، حتما از دوستان با تجربه و یا روانشناس و مشاور بهره بگیرد.
به یاد داشته باشید كه بزه و جرم و جنایت از احساس ضعف ،احساس ناكامی، احساس تحت كنترل بودن و احساس مغبون شدن بوجود می آید. اسلحه و چاقو ، آتش و سنگ و یا مواد مخدر، جانشین احساس محترم بودن می گردد. بچه هایی كه مورد احترام قرار می گیرند نیازی به اسلحه و چاقو برای قدرتمند شدن و یا سیگار برای احساس بزرگی ندارند.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تدبیرمنزل
دوشنبه 29 مهر 1387 01:38 ق.ظ
حكما، خودسازی را <اخلاق>، صالح سازی خانواده را <تدبیر منزل> و اصلاح اجتماع را <سیاست مدن> نامیده اند. با این بیان؛ می توان گفت كه خانواده حلقه ی اصلی است كه فرد و جامعه را به هم ارتباط می دهد و سلامت و سعادت هم فرد و هم جامعه را تأمین می نماید؛ و از این جا می توان به اهمیت ویژه و نقش محوری آن در اصلاح و سداد كلی جامعه پی برد. آنچه در كارآیی خانواده برای تأمین آنچه دست آفرینش بر عهده آن گذاشته است، نقش اساسی دارد و از قانون نیز به مراتب مؤثرتر است؛ محبت و عشق و احترام اعضای خانواده به یكدیگر و تعهد و ایمان و انضباط آنان است. خانواده ای كه این اصول در آن نباشد، فرزندشان آماده ی دریافت تربیت از بیرون خانه نیز نخواهد بود و مشكلاتی كه امروز دامن گیر جوامع بشری شده است رو به فزونی خواهد گذاشت.
حضرت امام خمینی(ره) همواره ملت اسلام را به ساختن خانواده ی صالح و سالم سفارش می فرمود و با جملاتی شیوا و دل نشین جوانان را به گزینش همسر خوب و شایسته تشویق می كرد.
اول خرداد 87 یازدهمین همایش بزرگ داشت حكیم متأله ملاصدرای شیرازی(ره) برگزار شد. موضوع اصلی این همایش <حكمت متعالیه و تدبیر خانواده> بود. برگزاری چنین همایشی هرچند در نظام مقدس جمهوری اسلامی دیر هنگام است، اما در سال شكوفایی، آغازی میمون خواهد بود تا محققان و نویسندگان همت خود را در این راستا انسجام بخشند و به حفظ و سلامت روحی روانی خانواده در جامعه ی فضیلت محور اسلامی دست كم به اندازه ی چاره اندیشی های رفاهی و اقتصادی و سیاسی اهمیت دهند، چرا كه شكوفایی اجتماع در عرصه های مختلف، مدیون شكوفایی كانون اجتماع كه همانا خانواده است، می باشد.
چنانچه مبادی ورودی به اجتماع، سالم و صالح نباشد؛ حضور افراد در اجتماع آسیب پذیر و شكننده خواهد بود. اهمیت دین به مبانی اصولی اخلاق خانواده براساس حكمت متعالیه و برای نیل به اهداف متعالیه است؛ و از همین رو تدبیر امور منزل همواره از جمله موضوعات پژوهشی و علمی حكمای اسلامی بوده است.
هر جامعه ای كه اعتدال خانواده هایش از كف ربوده شود؛ به انحطاط و افراط و تفریط در ابعاد مختلف كشیده می شود. فراهم سازی نان و آب و سوخت و انرژی و بهداشت و درمان و روابط بین الملل و ... تنها وظیفه ی یك دولت شایسته نیست، بلكه چنانچه همه ی آن ها تأمین شود، اما اجتماع از هسته ی مركزی محكم و سالم برخودار نباشد، رشد نخواهد كرد؛ و این ـ دست كم ـ همانند میوه ی خوش آب و رنگی خواهد شد كه فاقد هسته ی سالم باشد و چنین هسته ای پیداست كه منشأ نهالی دیگر نخواهد شد.
اگر بنا باشد كه گستردگی امور اجتماعی و اهتمام به طول و عرض آن، محیط خانواده را دچار گسل و گسست نماید، و پدر و مادر، هر یك برای برآوردن آب و نان بیشتر به خانه، منزل را رها كنند و چشم انداز آینده میان مدت و دراز مدت، چارچوب اصلی برنامه آنان نباشد؛ پیداست كه جامعه چه صدمه ای می بیند و هویت اصلی خود را چگونه از دست می دهد!
امروز كه تدبیر امور و سیاست گذاری جوامع را ماشین تعیین می كند؛ جامعه اسلامی ما بیش از گذشته نیازمند هوشیاری و فراست و كیاست راهنمایان جامعه است. این موضوع چنان در اولویت است كه برنامه ریزان و مدیران دل سوز و متعهد كشور پیش و بیش از هر مسأله ای باید بدان بپردازند.
امید است كه جامعه اسلامی ما در ظل سیره ی علمی و عملی معصومین(ع) حیات طیبه را برای عالم بشریت الگوسازی نماید. <نامه ی جامعه>
http://jz.ac.ir/web/sections/mag/46/01-46.htm
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 29 مهر 1387 02:51 ق.ظ
تعداد کل صفحات : 5 ... 2 3 4 5

